مراد على شمس

709

با علامه در الميزان ( فارسى )

فهميديم تقدّم زمانى نيست ، نشأتى است كه به حسب زمان هيچ انفكاك و جدايى از نشأت دنيوى ندارد ، بلكه با آن و محيط به آن است ، و تقدمى كه بر آن دارد مانند تقدم « كن » بر « فيكون » است ، پس آن محذورها و اشكالاتى كه در تقدم زمانى بود در اين وجه راه ندارد . و همچنين اشكالاتى هم كه بر گفتار منكرين عالم ذرّ در تفسير آيه مورد بحث وارد مىشد بر اين وجه وارد نمىشود . و نيز معنايى كه ما براى آيه كرديم معناى تحميلى نبوده ، بلكه معنايى است كه آيه شريفه از آن تأبى ندارد ، و ساير آيات هم به شرطى كه به يكديگر ضميمه شود اشاره به آن دارد . « 1 » س 684 - آيا خطاب و جواب در آيهء شريفهء « أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا » « 2 » از باب زبان حال نيست ؟ ج - [ خير ، ] بلكه خطابى است حقيقى و كلامى است الهى ، مگر كلام چيست ؟ كلام عبارت است از « القائاتى كه بر معناى مورد نظر دلالت كند » و خداى تعالى هم كارى كرده و در نهاد بشر القائاتى كرده است كه بشر مقصود خدا را از آن فهميده و درك مىكند كه بايد به ربوبيت پروردگارش اعتراف نموده و به اين عهد ازلى وفا كند . « 3 » س 685 - چرا در برخى موارد « ذرّيه » به « ذرّ » تشبيه شده و اصلا چرا در عالمى و نشأتى را « عالم ذرّ » ناميده‌اند ؟

--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 8 ، ص 418 و 419 . [ با تصرف ] ( 2 ) . سورهء اعراف ، آيهء 172 . ( 3 ) . الميزان ؛ ج 8 ، ص 420 .